حال
که در دور قبلی مذاکرات ایران و 1+5، رویکرد گام به گام مورد توافق دو
طرف قرار گرفت این پرسش مطرح است که ضمانت اجرایی این مدالیته چیست؟ به فرض
شکلگیری توافق میان طرفین در خصوص گامهای متقابل، اگر هر یک از آنها به
تعهداتشان عمل نکنند یا لااقل رضایت طرف مقابل را برآورده نسازند، در آن
صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟
پایگاه
بصیرت:کمتر از 3روزبه دور جدید مذاکرات ایران و 1+5 در بغداد باقی مانده.
این دور از مذاکرات در شرایطی برگزار میشود که رویکرد به ظاهر مثبت
غربیها در قبال ایران پس از نشست استانبول2، به کلی دگرگون شده و جای خود
را به اظهارات تخاصم آمیز ماههای گذشته داده است. از سویی شرایط
بینالمللی تغییراتی را شاهد بوده که به طور حتم فضای مذاکرات را تا حد
زیادی تحتالشعاع قرار خواهد داد. برگزاری انتخابات فرانسه، بازگشت
دوبارهی ولادیمیر پوتین به کاخ الیزه، تحرکات اسراییل، عدم توافق بر سر
مدالیتهای جامع درون 1+5 و ... تنها بخشی از این تحولات به شمار میآیند.
برای بررسی این موضوع با «سیامک باقری» کارشناس ارشد مسایل بینالملل به
گفتو گو نشسته ایم؛
طی هفتههای گذشته این تحلیل غالب بود که 1+5 و به خصوص آمریکا
بعد از مذاکرات استانبول 2، به هر قیمتی خواستار تداوم مذاکرات بوده و در
واقع مذاکره را برای مذاکره میخواهد، اما طی روزهای گذشته موضعگیریهای
شدیدی را در قالب بیانیهی اتحادیهی اروپا و اظهارنظر خصمانهی کاخ سفید
علیه ایران شاهد بودیم. در واقع به نظر میآید که در حد فاصل مذاکرات
استانبول تا بغداد شرایط متحول شده است. با توجه به این شرایط، آیا میتوان
مدعی نوعی دوربرگردان در رویکرد 5+1 در قبال ایران بود؟
همانگونه که شما مطرح کردید، گروه غربی 1+5 از فردای نشست استانبول
تاکنون مواضعی را اتخاذ کرد که بخشی از این مواضع، در واقع تداوم همان
سیاستهای فشار و تهدید بوده است. در همین راستا ما شاهد موضعگیریهای
فردی و جمعی اتحادیهی اروپا و آمریکا و صدور بیانیه علیه ایران بودهایم.
البته در کنار این موضوع اظهاراتی از سوی بعضی از مقامات آمریکایی مطرح
میشود که ادعا میکنند غرب به دنبال همکاری با ایران و یافتن مسیرهایی است
که برای هر دو طرف قابل پذیرش باشد.نکتهی دیگری که در اینجا وجود دارد و
قابل توجه و متمایز از گذشته به نظر میرسد برجسته شدن نقش رژیم صهیونیستی
در این فرآیند است. در همین خصوص، خانم اشتون آشکارا به رژیم صهیونیستی سفر
کرد و میدانیم که موضوع بحث آنها نشست بغداد بود.در واقع آنگونه که از
ظواهر امر پیداست گویا گروه غربی در پی اشارات تلآویو رویکردی متفاوت نسبت
به قبل اتخاذ کرده و دیدگاههای اعضای آن نسبت به قبل از نشست استانبول
دستخوش تغییر شده است.
به عقیدهی بنده رفتارهای آنها را میتوان در چند محور تحلیل کرد؛گروه
غربی مخالف جمهوری اسلامی ایران پیش از این، راهبردی را تحت عنوان «راهبرد
دو مسیره» در دستور کار داشت که بر اساس آن فشار و مذاکره را در طول این
مدت و در تمام نشستها، خصوصاً نشستهای بعد از سال 1384، یعنی ژنو 1 و 2 و
استانبول 1 و 2، دنبال کرد.
از سویی رفتار غرب را باید حاوی نوعی پارادوکس در تصمیمگیری دانست. در
واقع به نظر میرسد که از یک سو غرب با ناکامیهایی مواجه شده و علاوه بر
این به توان هستهای ایران پی برده و به این نتیجه رسیده است که باید
امتیازاتی به جمهوری اسلامی ایران بدهد و از سویی دیگر لابیهای صهیونیستی
بر حلقههای سیاسی و تصمیمگیری آمریکا و کشورهای اروپایی فشار میآورند.به
این ترتیب، غرب در این پارادوکس قرار گرفته است که به خواستههای رژیم
صهیونیستی توجه نماید یا به جمهوری اسلامی ایران امتیاز دهد. به همین دلیل،
برخی اوقات علیه ما فشار وارد میکنند و گاهی نیز گامهایی در جهت همکاری و
حل مسئله برمیدارند.پارادوکس دیگر، مشکلات آنها در حوزههای اقتصادی و
سیاسی و بهویژه بحث انتخابات در برخی کشورهای اروپایی و آمریکاست که از یک
سو آنها را مجبور میکند به جمهوری اسلامی ایران امتیاز بدهند و زمان
بگیرند تا شرایط گذار کنونی را سپری کرده، به بحرانهای اقتصادی خود آرامش
بخشند و مسائل سیاسی و انتخاباتی خود را پشت سر بگذارند و از سویی دیگر
هراس این را دارند که با امتیاز دادن، قدرت جمهوری اسلامی ایران افزایش
یابد. در واقع آنها در این بین دچار پارادوکس شدهاند و به ناچار یکی به
نعل می زنند و یکی به میخ.
با توجه به آنکه گامهای مد نظر اعضای 1+5 برای طرفین مذاکرات
با هم تفاوتهای زیادی داشته و شکاف عمیقی میان آنها احساس میشود،
ارزیابی شما از مدالیتهی پیشنهادی 1+5 در دور آتی گفتوگوها چیست؟
در زمینهی مدالیتهی پیشنهادی تصور بنده بر آن است که پیش از طرح این
موضوع از سوی گروه 1+5، جمهوری اسلامی ایران تا حدودی با روسها، در کلیات
مسئله به توافقاتی رسیده بود. از این بابت، به نظر میرسد که در این
مدالیته میتوان دیدگاههای روسها را پررنگتر ارزیابی کرد. اما این موضوع
که غرب تا چه میزان میتواند گامهای مدالیته را متناسب با شرایط طرفین
پیشنهاد دهد جای تردید دارد. به ویژه اینکه جمهوری اسلامی ایران تجربیات
نامطلوبی را در این زمینه پشت سر گذاشته است.در این راستا میتوان به
مدالیتهای که ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی منعقد کرد اشاره نمود
که بر اساس آن همهی سؤالات آژانس پاسخ داده شد، اما همزمان با آن بحث
مطالعاتی ادعایی آمریکاییها مطرح شد و کل موضوع مدالیته به هم ریخت و با
شکست مواجه شد.در هر صورت به اعتقاد بنده در مجموع غرب به ناچار بخشی از
فعالیتهای هستهای ایران، یعنی غنیسازی 5/3 یا 5 درصد، را پذیرفته است؛
اما مقدار آن هنوز مورد توافق نهایی نیست. در مجموع به نظر میرسد که
چارچوبهای کلی مدالیته پذیرفته شده، ولی در عین حال با چالشها و
دشواریهایی مواجه است که در مذاکرات سوم خرداد تکلیف آنها هم مشخص خواهد
شد.در رویکرد گام به گام ضمانت اجرایی طرفین همان اهرمهایی است که در
اختیار دارند. در واقع اهرم جمهوری اسلامی ایران توان پیشرفت در زمینهی
فناوری هستهای و اهرم غربیها نیز همین تهدیدها و فشارهاست. از این حیث هر
دو طرف به نوعی بازدارندگی رسیدهاند که تا حدودی میتواند نقش ضمانت
اجرایی دو طرف را ایفا کند.
با عنایت به آنکه در دور قبلی مذاکرات، رویکرد گام به گام
مورد توافق دو طرف قرار گرفت ضمانت اجرایی این مدالیته را چهطور ارزیابی
میکنید؟ اگر هر یک از این طرفین به تعهداتشان عمل نکنند یا لااقل رضایت
طرف مقابل را برآورده نسازند، در آن صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟
فکر نمیکنم ضمانت اجرایی به صورت استانداردهای قانونی و تضمینهای
بینالمللی مضبوط در این رابطه وجود داشته باشد. به نظر میرسد که ضمانت
اجرایی طرفین همان اهرمهایی است که در اختیار دارند. در واقع اهرم جمهوری
اسلامی ایران توان پیشرفت در زمینهی فناوری هستهای و اهرم غربیها نیز
همین تهدیدها و فشارهاست. از این حیث هر دو طرف به نوعی بازدارندگی
رسیدهاند که تا حدودی میتواند نقش ضمانت اجرایی دو طرف را ایفا کند.ضمن
اینکه در مجموع گام به گام بودن این طرح نیز یک ضمانت درونی دارد که بر
اساس آن هر یک از طرفین اگر در اجرای گام متقابل تعلل کند، کل طرح با شکست
روبهرو خواهد شد؛ لذا اتخاذ اقدام متقابل به خودی خود نوعی تضمین برای این
موضوع به حساب میآید.
با توجه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و رأی
نیاوردن هیئت حاکمه کنونی، به نظر میرسد پروسهی تغییر دولت تا حدودی از
اثرگذاری این کشور در مذاکرات آینده میکاهد، این در حالی است که فرانسه تا
پیش از این نزدیکترین دیدگاهها را به اسرائیل داشت. با این وصف آیا
میتوان متصور بود که وزن این بلوک از 1+5 که ترکیبی از کشورهای فرانسه،
آمریکا و انگلیس است در مقابل بلوک دیگر، مرکب از آلمان، چین و روسیه کم
خواهد شد؟ تاثیر این موضوع در مذاکرات آینده چیست؟ فکر میکنم به هر حال تحولات و تغییرات کنونی در چانهزنی
طرفین و فرآیند این موضوع بیتأثیر نخواهد بود. بنابراین روی کار آمدن
پوتین در روسیه و تثبیت موقعیت روسها یکی از نکاتی است که تأثیرگذاری جدی
بر فرآیند این مذاکرات خواهد داشت.
علاوه بر این، همانطور که شما فرمودید، روی کار آمدن آقای اولاند هم،
با توجه به دیدگاههای خاص ایشان در مجموعهی اتحادیهی اروپا و تأثیر
جدیای که بر آلمان خواهد گذاشت، بر فرآیند مذاکرات بغداد بیتأثیر نخواهد
بود. به طور کلی، جابهجاییهایی که در غرب بین احزاب راستگرا و چپگرا
صورت میگیرد فرآیند مسئلهی هستهای ایران را تحتالشعاع قرار داده و به
نوعی وزنه را در مقابل رژیم صهیونیستی و آمریکا به نفع ایران سنگینتر
خواهد کرد.ضمن اینکه تحولات خاورمیانه هم در این موضوع بیتأثیر نیست. در
واقع میزان تحقق طرح کوفی عنان در سوریه و سایر مباحث منطقه نیز به گونهای
باعث افزایش قدرت و نفوذ ایران میشود. در مجموع بنده تصور میکنم که این
تحولات پیرامونی، موقعیت ایران را در مذاکرات بغداد تا حدودی بهتر کرده
است.البته نباید از این موضوع غافل شویم که میزان انسجام داخلی ایران و
وحدت در تصمیمگیریها، به ویژه در زمینهی مسائل هستهای، باعث خواهد شد
که ایران با قدرت بیشتری در سوم خرداد پشت میز مذاکرات بنشیند.
در حال حاضر و در آستانهی مذاکرات بغداد، آیا میتوان امتیاز ویژهای را نسبت به دور قبل برای ایران متصور بود؟ بخشی از امتیازات ویژهی ما همان شرایط خاص و تحولات
بینالمللی و منطقهای و بالاخص نیاز آمریکا به داشتن آرامش نسبی و تلاش
این کشور برای گذر از بحرانهای موجود است که ذکر شد. علاوه بر آن مکان
برگزاری این نشست نیز در این موضوع بیتأثیر نیست. چرا که رابطهی مثبت ما
با میزبان و مکان این مذاکرات نشان از عمق نفوذ جمهوری اسلامی ایران
دارد.اما اینکه در این میان چه میزان از خواستههای ما محقق خواهد شد قابل
تأمل است. به اعتقاد من، شرایط موجود منجر به این میشود که گروه غربی به
دیدگاه ایران نزدیکتر شود. البته مسلماً نباید انتظار داشت که تمام
خواستههای ما نعل به نعل پذیرفته شود.«برهان»
منبع : http://basirat.ir/
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:25 توسط امین بخشی زاده
|