جمهوري اسلامي ايران و تكيه بر ابزار قدرتمند انرژي/حمزه عالمی
در دوران قبل از جنگ سرد، مؤلفه ژئوپليتيك يعني عامل موقعيت جغرافيايي، تعيين كننده مقام و موقعيت كشورها در صحنه بينالملل بود؛ اما بعد از جنگ سرد، عامل اقتصاد، اهميت بيشتري در تعيين موقعيت و جايگاه بين المللي كشورها پيدا كرد و امروزه مهم ترين مؤلفه در اين زمينه محسوب مي شود به گونه اي كه اساس تعاملات و روابط بين المللي ...
اختصاصی
بصیرت : يكي از تحليل هاي سياسي اقتصادي مهم و تاريخي كه مقام معظم رهبري
ابتداي سال در حرم مطهر رضوي بيان کردند، آنجاست كه معظم له در مورد علت
اصلي بهانه جويي هاي دشمن براي مقابله با جمهوري اسلامي، ميفرمايند:
«بهانه دشمني در اوقات مختلف، متفاوت است. از وقتي مسئله هستهاي مطرح
شده است، بهانه دشمنيها مسئله هستهاي است. البته مي-دانند و اعتراف هم
مي كنند كه ايران دنبال سلاح هستهاي نيست. واقع قضيه هم همين است. ما به
دلايل خودمان، بههيچوجه دنبال سلاح هستهاي نيستيم؛ نه توليد كرديم و نه
توليد خواهيم كرد؛ اين را مي دانند، اما يك بهانه است. يك روز اين مسئله
بهانه است، يك روز حقوق بشر بهانه است، يك روز فلان مسئله داخلي بهانه
است؛ اما همه اين ها بهانه است. مسئله اصلي چيست؟ مسئله اصلي، حراست
مقتدرانه نظام اسلامي از ثروت عظيم نفت و گاز در اين كشور است.»
معظم له در ادامه به اهميت انرژي نفت و گاز در معادلات سياسي دنيا
اشاره كردند و فرمودند: «امروز و فردا - مثل ديروز - اقتدار اقتصادي و
سياسي و به تبع آن، اقتدار علمي و نظامي، متوقف است به انرژي، به نفت. تا
دهها سال ديگر، دنيا محتاج نفت و گاز است؛ اين يك مطلبِ مسلم است. استكبار
و قدرت هاي استكباري مي دانند كه رگ حياتشان به نفت و گاز وابسته است. آن
روز كه نتوانند اين نفت ارزان را به دست بياورند، آن روز كه مجبور باشند
براي تهيه نفت و گاز امتياز بدهند و از زورگويي دست بردارند، آن روز براي
آنها مصيبتبار است. از طرف ديگر، كشورهاي غربي از لحاظ منابع نفتي دچار
مشكل شدهاند و روزبهروز مشكل آن ها بيشتر خواهد شد. منابع نفتي كشورهاي
اروپايي و به طور كلي، كشورهاي غربي، بعضي چهار سال ديگر تمام خواهد شد،
بعضي شش سال ديگر تمام خواهد شد، بعضي نُه سال ديگر تمام خواهد شد؛ لذا
مجبورند از منابعِ غير خودشان استفاده كنند. كشور آمريكا كه امروز حدود سي و
چند ميليارد بشكه نفت ذخيره دارد، طبق محاسباتي كه كارشناسان كشورمان
كردهاند - كه آمارشان متكي به آمار خود آمريكاييهاست - نفتش تا سال 2021،
يعني تا نُه سال ديگر تمام خواهد شد. نفت دنيا كه امروز بيش از پنجاه
درصدش از خليج فارس خارج مي شود، آن روز متكي خواهد شد به سه منبع عمده
نفتي در منطقه ما و در خليجفارس؛ كه البته يكي از آن سه منبع، ايران است،
...جمهوري اسلامي - بر طبق منابعي كه تا امروز اكتشاف شده است - تا هشتاد
سال ديگر نفت و گاز دارد؛ اين خيلي جذاب است. كشوري در اوج قله دارائي نفت
و گاز؛ خب، قدرت هاي استكباري چه مي¬خواهند؟ مي خواهند اين كشور در اختيار
دولتي باشد، در اختيار نظامي باشد كه مثل موم در دست آن ها باشد؛ مثل بعضي
از كشورهاي منطقه. اگر در كشور ثروتمند ايران كه قله ثروت نفت و گاز
متعلق به اوست، نظامي بر سر كار باشد كه غيرتمندانه از اين ثروت ملي حراست
كند، اجازه چپاول ندهد، اجازه تطاول ندهد، تسليم سياست هاي دشمنان نباشد،
خب، با اين نظام دشمني خواهند كرد. بنابراين دشمني با ايران اسلامي به اين
خاطر است.»
بيانات معظم له به گونه اي واضح و روشن، اهميت منابع انرژي ايران و
اينكه جمهوري اسلامي با ايستادگي در مقابل دشمن چه خدمت بزرگي به ملت ايران
مي كند را توضيح مي¬دهد. اين موضوع مهمي است كه در طول تاريخ هيچ نظام
سياسي به اندازه جمهوري اسلامي حافظ منافع ملت ايران نبوده است. حفاظت از
مرز هاي جغرافيايي و تماميت ارضي ايران، حفاظت از منابع طبيعي و ثروت هاي
ملي، احياي وجهه علمي و فرهنگي ايران، برقراري امنيت و رفع سلطه بيگانه
و... منافع مادي مردم است كه در سايه شكل گيري جمهوري اسلامي به شكل بي
سابقه اي حفظ شده است. اين موفقيت كه البته محصول پيوند ملت با نظام است،
خود بحث مفصلي است كه مجال ديگري مي طلبد. در اين نوشته آن قسمت از بيانات
مقام معظم رهبري كه به اهميت منابع انرژي ايران در معادلات سياسي دنيا مي
پردازد، تشريح مي شود:
1- بيانات رهبر معظم در مورد نقش انرژي در تحولات سياسي آينده دنيا
مبتني بر اين واقعيت است كه در دوره كنوني، مؤلفه هاي تأثيرگذار در سياست
خارجي كشورها تغيير محسوسي يافته است. در دوران قبل از جنگ سرد، مؤلفه
ژئوپليتيك يعني عامل موقعيت جغرافيايي، تعيين كننده مقام و موقعيت كشورها
در صحنه بينالملل بود؛ اما بعد از جنگ سرد، عامل اقتصاد، اهميت بيشتري در
تعيين موقعيت و جايگاه بين المللي كشورها پيدا كرد و امروزه مهم ترين مؤلفه
در اين زمينه محسوب مي شود به گونه اي كه اساس تعاملات و روابط بين المللي
چه از نوع سياسي و چه از نوع تجاري، وابسته به جايگاه و قدرت اقتصادي
كشورهاست. بهدنبال اين موضوع، منابع نفت و گاز به عنوان يكي از غني ترين
منابع اقتصادي، نقشي بسيار پررنگ در سياست خارجي كشورها و حتي در آرايش
سياسي دنيا بازي مي كنند. در واقع، نقش انرژي در اقتصاد جهاني تا آنجا
افزايش يافته كه رابطه اي مستقيم و هماهنگ با رشد اقتصادي، ركود و موازنه
تجاري كشورها پيدا كرده است. روند كنوني بيانگر اين است كه قدرت جهاني در
دست كسي خواهد بود كه بتواند بر منابع و خطوط انرژي به¬ويژه نفت و گاز تسلط
داشته باشد.
2- مطالعات نشان مي دهد كه تلاش ها براي دستيابي به انرژي هاي جايگزين
نفت به نتيجه اميدواركنندهاي نرسيده است. در واقع، انرژي هاي جايگزين توان
بسيار كمي در رفع تقاضاهاي رو به افزايش كشورها دارند. در اين وضعيت، از
يك طرف، تقاضا براي انرژي نفت و گاز افزايش يافته و از طرف ديگر، منابع نفت
و گاز دنيا رو به پايان است. در حال حاضر ميزان مصرف نفت خام در جهان 93
ميليون بشكه در روز است كه پيشبيني مي شود اين ميزان تا سال 2020 به 125
ميليون بشكه در روز افزايش يابد. همچنين، با توجه به پيشبيني هاي آژانس
بين المللي انرژي كه اخيراً منتشر شده، بهنظر مي رسد ميزان تقاضاي جهاني
گاز طبيعي نيز از 8/2 تريليون متر مكعب در سال 2005 به 7/4 تريليون متر
مكعب در سال 2030 افزايش يابد. بايد توجه داشت كه اين افزايش تقاضاي انرژي
تنها از سوي كشورهاي توسعهيافته نيست؛ بلكه برآوردها حاكي از آن است كه
تقاضاي نفت در كشورهاي در حال توسعه، سه برابر سريع تر از كشورهاي توسعه
يافته است.
براي تأمين اين حجم از تقاضاي نفت و گاز، اهميت راهبردي منطقه
خليجفارس طي 20 سال آينده افزايش خواهد يافت. اين منطقه با داشتن 9/748
ميليارد بشكه نفت، كه 5/59 درصد ذخاير نفتي شناخته شده جهان است، مهم ترين
ذخيره و مخزن نفتي جهان را به خود اختصاص داده است. در اين ميان، همچنان كه
مقام معظم رهبري فرمودند، منابع انرژي جمهوري اسلامي يعني مجموع نفت و
گاز، نهتنها از ساير كشورهاي منطقه خليجفارس بيشتر است؛ بلكه از اين لحاظ
ايران در رتبه اول دنيا قرار دارد. بهتازگي مديرعامل شرکت ملي نفت ايران
با اشاره به انجام مطالعات و لرزهنگاريهاي جديد صورتگرفته بر روي
ميدانهاي نفتي کشور اعلام كرد: حجم ذخاير نفت خام قابل برداشت ايران اواخر
سال گذشته 3/151 ميليارد بشکه بود که اين رقم هماکنون به 155 ميليارد
بشکه رسيده است. از لحاظ ميزان منابع نفتي، پس از عربستان و ايران، كشورهاي
عراق با 115 ميليارد بشكه نفت، كويت با 115 ميليارد بشكه، امارات با 8/97
ميليارد بشكه، ونزوئلا با 7/79 ميليارد بشكه، روسيه با 4/74 ميليارد بشكه، و
قزاقستان با 6/39 ميليارد بشكه بهترتيب از لحاظ ذخاير نفت در رتبههاي
بعدي قرار دارند. 9/61 درصد كل ذخاير نفت جهان در خاورميانه، 7/11 درصد در
اروپا و اوراسيا، 5/9 درصد در آفريقا، 6/8 درصد در آمريكاي لاتين و مركزي، 5
درصد در آمريكاي شمالي و 4/3 درصد در آسيا و اقيانوسيه قرار دارد. با وجود
چنين ذخايري در كشور ايران، پيش¬بيني مي¬شود تا 100 سال آينده منابع نفتي
آن دوام داشته باشد، هرچند كشف منابع جديد بر اين تاريخ مي¬افزايد. در
مقابل، نفت رقباي ايران، يعني عربستان و برخي ديگر از كشورهاي حوزه
خليجفارس زودتر از ايران پايان مي يابد. بر اساس گزارش سال 2006 بريتيش
پتروليوم، در پايان سال 2005 كشور عربستان سعودي با2/264 ميليارد بشكه نفت
حدود 22 درصد كل ذخاير نفت جهان را به خود اختصاص داده است و همچنان
بزرگترين ذخاير نفت را در جهان دارد، با وجود اين، با توجه به سطح فعلي
توليد نفت اين كشور، ذخاير نفت آن6/65 سال ديگر به اتمام خواهد رسيد. در
اين ميان، تنها ذخاير نفتي عراق و كويت چند سال بيشتر از ايران دوام خواهد
داشت. منابع امارات چند سال کمتر از ايران پايان مي¬يابد؛ اما مهم تر از
اين، موضوع پايان يافتن ذخاير نفتي كشورهاي صنعتي است. ذخاير نفت كانادا تا
8/14 سال آينده، ذخاير نفت انگلستان 5 سال آينده و ذخاير نفت آمريكا كمتر
از 10 سال آينده پايان مي يابد. با اين حساب، همه نگاه¬ها براي تأمين انرژي
آينده دنيا به ايران معطوف خواهد شد. منابع نفتي جمهوري اسلامي ايران از
ساير كشورهاي حوزه خليجفارس به غير از عربستان بيشتر است؛ اما افزايش
توليد عربستان سبب پايان يافتن منابع آن در زمان كمتري خواهد شد. بنابراين
از لحاظ منابع نفت، ايران موقعيت برتري در ميان كشورهاي توليد كننده دارد.
اين نتيجه فارغ از محاسبه گاز است. در حالي كه همچنان كه گذشت، محاسبه گاز و
نفت با يكديگر، ايران را در رأس دارندگان منابع انرژي قرار مي دهد. بر
اساس آخرين مطالعات انجام شده در وزارت نفت، در حال حاضر حجم ذخاير گاز
طبيعي ايران بيش از 1/33 تريليون متر مکعب برآورد ميشود. نبايد فراموش كرد
كه هرچه زمان مي گذرد، توجه به گاز طبيعي به لحاظ مزيت هاي آن بر نفت،
بيشتر مي شود و با وجود توسعه انرژي هاي جايگزين، از اهميت گاز كاسته
نخواهد شد.
3- بنابر آنچه گذشت، نقش تعيين كننده انرژي در تحولات سياسي دنيا و از
آن طرف، ثروتمندي ايران در منابع انرژي، مقام و موقعيت جمهوري اسلامي ايران
را در صحنه جهاني بيش از پيش افزايش خواهد داد. اين افزايش مقام و موقعيت
هم سبب افزايش قدرت، نفوذ و فرصت هاي كسب منافع ملي براي ايران شده و هم به
افزايش تهديدات عليه آن مي انجامد. يك مؤلفه مهم مشخص مي كند كه وزن كدام
يك بيشتر است و آن، ميزان اقتدار و استقلال سياسي نظام حاكم بر ايران است.
همچنان كه مقام معظم رهبري مي فرمايند چنانچه در ايران نظامي سركار باشد كه
در مقابل قدرت هاي بيگانه سر تسليم فرود آورد، منابع انرژي ايران تمام بر
باد رفته و كشورهاي سلطه گر در زمان محدودي اين منابع را غارت خواهند كرد؛
اما اگر همچنان كه تاكنون جمهوري اسلامي در مقابل زياده خواهي هاي بيگانگان
مقاومت كرده است، اين مقاومت و ايستادگي ادامه پيدا كند، سلطه گران غربي
مجبور خواهند شد با ايران محترمانه رفتار كنند و منافع ايران را رعايت
كنند. در واقع يك گام عقب نشيني در موضوعات راهبردي كه تصور ترس و كوتاه
آمدن ايران را در نظر بيگانگان ايجاد كند، سبب افزايش تهاجمات دشمن ميشود
تا دومينوي عقب نشيني به راه افتد و زمينه سلطه بر منابع انرژي ايران
فراهم گردد. ايستادگي و مقاومت در موضوعات راهبردي و از جمله ايستادگي بر
سر حفظ منابع انرژي در اوضاع كنوني، هزينه كمي براي ايران دارد و اساساً
وجود مؤلفه انرژي در مناسبات بين¬المللي، كشورهاي سلطه¬گر را مجبور مي كند
كه محترمانه با رقباي خود رفتار كنند. در واقع، تقاضاي روزافزون انرژي در
حالي كه منابع رو به اتمام است و افزايش قيمت انرژي را به همراه دارد،
ايجاب مي¬كند كشورها بيشتر به ديپلماسي روي آورند و مجبور نشوند با اقدامات
خشونت آميز، هزينه انتقال انرژي را افزايش دهند. بنابراين مي¬توان گفت
اوضاع آينده به نفع ايران پيش¬بيني مي شود. در چنين وضعيتي، افزايش توان
علمي و فناوري به¬ويژه در حوزه نفت و گاز به¬شكل تصاعدي بر قدرت و اقتدار
كشور مي¬افزايد. در حال حاضر، فناوري نفت و گاز وابسته به ساخت 600 هزار
قطعه است و ايران توان ساخت 510 هزار قطعه آن را دارد و اين موقعيت مطلوب،
آينده خوبي را نويد مي دهد.
منبع : http://basirat.ir/news.aspx?newsid=239470