برای قضاوت میان مردم کسی را انتخاب کن که او را از همه برتر می دانی، کسی که موجب دشواری کارها نشود و رفتار خصمان او را به لجاجت نکشاند، و بر اشتباه خود پای نفشارد، و آن گاه که حق را شناخت در بازگشت به آن بخل نورزد، و نفس او به هیچ طمعی نگاه نکند، و تا همه حقیقت کشف نشود به اندک فهمی اکتفا نکند. کسی که درنگش در شبهات از همه بیشتر و بیش از همه اهل حجت ودلیل باشد و از مراجعه طرفین دعوا کمتر به ستوه آید و در کشف حقیقت امور از همه بردبارتر و بر روشن شدن حکم از همه قاطع ترباشد. کسی که ستایش او را سست نکند و ترغیب و تشویق، او را به جانبی گرایش ندهد.

این سخن امام شرایطی را که باید قاضی داشته باشد بیان می کند از جمله:

-
عدالت و تقوا،

-
دانش و آگاهی او نسبت به احکام و علوم مرتبط با قضاوت،

-
نیرومندی و استواری شخصیت،

-
حق جویی و واقع نگری به گونه ای که پس از کشف خطای خود بر آن اصرار نورزد،

-
بی نیازی و پایداری در برابر فریب مال و جاه و شهرت،

-
دقت و تانی و توقف در شبهات،

-
سعه صدر در برابر مردم و مراجعه کنندگان،

-
خوشنامی و اصالت در میان مردم.
-
استقلال قاضیان از فرمانروایان:

در برابر شروطی که برای قاضی برشمرده شده، بر حاکم نیز واجب است که تابع عملیات قضایی باشد و سرپرستی امور قضات را برعهده بگیرد و حرمت و شان و استقلال آنان را نگهدارد. این نیز خود اصلی از اصول قضاوت است. امام علی(ع) در بخش دیگری ازاین عهدنامه می فرماید:

حقوق قاضی را افزون کن و آنقدر به او ببخش که فقر او را برطرف و نیاز او به مردم را کم کند. منزلت او را نزد خود چنان کن که هیچ کس از خواص تو در آن طمع نورزد تا بدین وسیله قاضی از توطئه آنان نزد تو در امان باشد و او را نزدیک خود بنشان و قضاوت او را امضا و حکمش را اجرا کن و پشتیبان او باش.
.
اصول ادله اثبات حکم:

امتیاز قضاوت های امیرالمؤمنین(ع) در این است که او همزمان بر ادله شرعی و ادله علمی تکیه می کرد. او همچنانکه بر اساس بینه وسوگند و قسامه که ادله شرعی است، قضاوت می کرد، در قضایای پیچیده، برای کشف حقیقت و رسیدن به واقعیت، روش های گوناگون علمی را به خدمت می گرفت.

امام(ع) با این اقدام، در به کارگیری علوم و استفاده از امارات و قرائنی که موجب یقین و کشف حقیقت واقع می شود، آفاق جدیدی را به روی قضات گشود. در ماجرای دو زنی که هر یک از آن دو، ادعا داشت فرزند پسر از آن اوست و هر دو از فرزند دختر بیزاری می جستند، امام با استفاده از وزن مخصوص دو نوع شیر فرمود: شیر هر دو زن را وزن کنند، شیر هر کدام سنگین تر بود، پسر متعلق به اوست و بدین ترتیب ماجرا را فیصله داد.

امام در یکی از قضاوت های معروف خود، با استفاده از نکات روان شناسی به کشف جرم پرداخت. جوانی نزد شریح قاضی طرح دعواکرد که پدرش تاجر بود و به همراه چهار تاجر دیگر به مسافرت رفت و در سفر درگذشت و مالی برای او به جا نگذاشت. شریح این مرافعه را به صورت عادی رسیدگی کرد و از متهمان خواست سوگند یاد کنند، آنان نیز سوگند خورده و تبرئه شدند ولی امام(ع) دستورداد دادرسی تجدید شود و تحقیقات تازه ای صورت گیرد. چهار تاجر را جداگانه کنار ستون های مسجد نشاند و صورتشان را پوشاند که چیزی را نبینند، سپس یکی از آنان را فرا خواند و پنهانی از او تحقیق کرد پس از آن از مردم خواست تکبیر بگویند. این شیوه تحقیق موجب تزلزل اظهارات دروغین متهمان شد و هر یک از آنان پس از شنیدن صدای تکبیر بلند مردم، تصور می کرد که دیگران اعتراف کرده و حقیقت ماجرا را گفته اند، در نتیجه، همگی اقرار به قتل پدر آن جوان کردند... همچنین در ماجرای دو زنی که هر دو، ادعامی کردند مادر کودکی هستند، آن حضرت تظاهر کرد که می خواهد کودک را دو نیمه کند و با این اقدام می خواست انعکاس آن را درچهره آنان ملاحظه کند. مادر حقیقی کودک برای سالم ماندن کودک خود دست از مطالبه برداشت و از این طریق، معلوم شد که مادرحقیقی کودک است.

دهها نمونه از این گونه قضاوت ها از امام علی(ع) به جا مانده است که آن حضرت از روش های علمی و شگردهای تحقیقاتی چه درعرصه کشف حقیقت و اقرار به آن و چه در عرصه اجرای احکام و حدود الهی، استفاده می کرد.
.
حق نقض حکم و استیناف:

در آثار امام علی(ع) مشهود است که وی حق نقض حکم و استیناف محاکمه را به رغم صدور حکم قاضی، برای خود محفوظ می داشت، چنانکه به یک مورد آن اشاره کردیم. این بدان معنا است که حاکم، حق استیناف یا تمیز حکم را دارد. در روایتی نیز از امام علی(ع) آمده است:

هر گاه قاضی به خطا بودن حکم خود پی ببرد، قضاوت خود را مردود می کند، یا قضاوتش مردود می شود.

این روایت نیز منشا دیگری در اصول قضایی برای جواز نقض و استیناف حکم است.
7.
حق دفاع و وکیل گرفتن برای متهم:

امام علی(ع) در تمام قضاوت های خود، دفاع متهمان را می شنید و به آنان حق دفاع می داد، حتی به شریح قاضی فرمان داد که برای حفظ حق مدعی علیه حتی با وجود بینه با برگرداندن قسم به مدعی قضاوت را مؤکد کند. همچنین به شریح فرمان داد کسی را که مدعی است شهودی دارد که غایب هستند یا دلیلی دارد که در آینده می تواند ارائه کند، مهلت دهد، به او فرمود:

برای کسی که مدعی است شهود غایبی دارد، مهلتی تعیین کن، اگر آنان را حاضر کرد، حق او را بگیر، و اگر آنان را حاضر نکرد، علیه اوحکم خواهد شد.

در روایت دیگری فرمود:

هر کس وکیلی را تعیین کرد، حکم به وکیل او تعلق می گیرد، و وکالت بدون حضور خصم، جایز است.
8.
تشویق به داوری و صلح، قبل از قضاوت:

داوری و مصالحه قبل از قضاوت را امام(ع) درموارد متعددی به عنوان اصلی از اصول قضایی، مورد تاکید قرار دادند، چنانکه به شریح فرمود:
آگاه باش که صلح میان مسلمانان جایز است مگر صلحی که حلالی را حرام یا حرامی را حلال کند.

همچنین پس از نقل یکی از قضاوت های پیامبر (ص) فرمود:

 پیامبر طرفین را به صلح دعوت می کرد و آن قدر ادامه می داد تا صلح می کردند.

این اصل بر آنچه امروزه به عنوان داوری و قضاوت اختیاری و احیای دادگاههای صلح، مورد اهتمام است، تاکید می کند، چیزی که امروزه دستگاه قضایی ما در ایران اسلامی درصدد احیای آن است.
.
برابری همه در حکم و اجرای عدالت:

برابری همگانی نیز اصلی دیگر از اصول قضاوت عادلانه است. امام علی(ع) در عینیت بخشیدن به این اصل در مورد خود و دیگران، ممتاز است.

در تاریخ کامل ابن اثیر به نقل از شعبی آمده است:

علی(ع) زره خود را نزد شخصی نصرانی دید، او را نزد شریح برد و در کنار او نشست... سپس فرمود: این زره من است، نصرانی گفت: این زره از آن من است، ولی امیرالمؤمنین را هم تکذیب نکرد. شریح به علی(ع) گفت: آیا شاهدی داری؟ امام خندید و گفت: نه.نصرانی زره را گرفت و چند قدمی دور شد، سپس برگشت و گفت: شهادت می دهم که این شیوه قضاوت پیامبران است، امیرالمؤمنین مرا نزد قاضی خود آورد و قاضی او علیه او حکم کرد! سپس نصرانی اسلام آورد و اعتراف کرد که زره در مسیر صفین از شتر امام(ع)افتاد. امام علی(ع) از اسلام آوردن نصرانی خوشحال شد و علاوه بر آن زره، اسبی را نیز به او بخشید. آن نصرانی با امام(ع) در جنگ خوارج شرکت کرد.

از امام صادق(ع) روایت شد که امیرالمؤمنین(ع) به عمربن خطاب فرمود:

سه چیز است که اگر آنها را حفظ و به آنها عمل کنی، تو را از دیگر امور کفایت می کند و اگر آنها را ترک کنی، هیچ کار دیگری نفعی برای تو ندارد.

عمر گفت: یا اباالحسن آنها کدامند؟ امام فرمود: اقامه حدود بر دور و نزدیک، حکم به کتاب خدا در حال خشنودی و خشم، تقسیم عادلانه میان سرخ و سیاه. عمر گفت: سوگند که کوتاه و رسا گفتی.

امام علی(ع) می فرمود: شایسته است قاضی به یکی از طرفین توجه نداشته باشد و به طرف دیگر بی توجه باشد، قاضی باید نگاهش راعادلانه میان طرفین تقسیم کند و اجازه ندهد یکی از طرفین نسبت به دیگری اظهار سلطه و دست درازی کند.می فرماید:

کسی که قضاوت می کند باید اشاره اش و نگاهش و نشستنش نسبت به طرفین برابر باشد.

خود امام(ع) در این امر بسیار دقیق بود، در کتاب مناقب خوارزمی از عبدالله بن عباس نقل شده است که (مردی نزدعمرعلیه علی( ع) طرح دعواکرد ).امام علی(ع) به میهمان خود که برای طرح دعوایی نزد آن حضرت آمده بود ولی از اول نگفته بود که به چنین منظوری آمده است، فرمود:

آیا تو طرف دعوا هستی؟ گفت: بلی. امام فرمود: از خانه من بیرون شو، پیامبر (ص) از میهمان کردن یک طرف دعوا نهی کرد مگر آنکه طرف دیگر همراهش باشد.
.
علنی بودن محاکمه:

یکی دیگر از اصول قضاوت، نزد امام علی(ع) علنی بودن محاکمات است. در سیره آن حضرت نیز چنین می بینیم، او در مسجدقضاوت می کرد و در مسجد کوفه جایگاهی داشت به نام دکة القضاء. وی به شریح قاضی نیز دستور داد چنین کند، چون شنیده بود که شریح در خانه خود قضاوت می کند، فرمود:

 ای شریح، (برای قضاوت) در مسجد بنشین، این میان مردم عادلانه تر است، برای قاضی سبک است که در خانه اش قضاوت کند.
11.
سهولت قضاوت و سرعت اجرا:

سهولت قضاوت و سرعت اجرا و حذف تشریفات و تعقیداتی که موجب فوت وقت و از دست رفتن فرصت و ضرر اطراف دعوا و بی اثر شدن قضاوت و اجرای حدود در جامعه می شود، یکی از مهم ترین اصول قضاوت نزد امام(ع) است. این اصل، هم در قضاوتهای آن حضرت آشکار است و هم در فرمان ها و سخنان خود با تاکید می فرمود: در اجرای حدود هیچ مهلتی روا نیست. همواره قضات رافرمان می داد که در ستاندن حقوق مردم از کسانی که امروز و فردا می کنند و حقوق دیگران را به تاخیر می اندازند، شتاب کنند. سلمة بن کهیل در کلامی می گوید:

علی(ع) به شریح گفت: بر قدرتمندان توانگری که در ادای اموال و حقوق مردم امروز و فردا می کنند و اموال مردم را نزد حکام می فرستند، نظارت کن و حقوق مردم را از آنان بگیر و اگر ملک و خانه ای دارند بفروش و حقوق مردم را ادا کن. از پیامبر (ص) شنیدم که می فرمود: امروز و فردا کردن مسلمان توانگر نسبت به پرداخت حقوق مردم، ظلم به مسلمانان است.
12.
نظارت بر قضاوت قاضیان:

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:

امیرالمؤمنین فرمود: دست خدا بالای سر قاضی به رحمت بال می زند، هر گاه قاضی بی عدالتی ورزد، خداوند او را به خود وامی گذارد.

در حدیث دیگری آمده است که امام علی(ع) به رفاعه قاضی خود در اهواز می گوید:

در حال خشم و خواب آلودگی قضاوت نکن.

در حدیثی دیگر خطاب به شریح می فرماید:

 تا غذا نخورده باشی بر مسند قضاوت منشین.

باز در حدیثی دیگر آمده است:

امیرالمؤمنین(ع) ابوالاسود دوئلی را به قضاوت گماشت سپس او را عزل کرد. ابوالاسود گفت: نه جنایتی کردم و نه خیانتی مرتکب شدم، چرا مرا عزل کردی؟ امام فرمود:

دیدم سخن تو از سخن خصم بالاتر می رود.
13.
فلسفه مجازات از دیدگاه امام:

پژوهشگر در تجربه قضایی امام علی(ع) به وجود فلسفه ای خردمندانه برای مجازات پی می برد. فلسفه مجازات از مباحث مهم پژوهش های جنایی معاصر است. نزد امام(ع) کیفر به معنای آزار رسانی به مجرم و یا تحقیر او نیست، بلکه به معنای تهذیب و اصلاح مجرم است. سیاست قانونگذاری کیفری و نیز اجرای کیفرها باید بر این اساس و در این چارچوب، تعریف شود. همچنین در تجربه قضایی امام علی(ع) فلسفه و هدف دیگری برای مجازات وجود دارد و آن اصلاح جامعه و باز داشتن دیگران از ارتکاب جرم است،این هدف، اقتضا دارد برخی از حدود و مجازات ها، علنی اجرا شود. از فروع این اصل، مساله سقوط مجازات است به واسطه توبه واصلاح شدن مجرم قبل از دست یابی به اوست، بلکه این اصل در عفو مجرم حتی اگر پس از دستگیری توبه کند نیز تاثیر دارد. باز ازفروع این اصل، روایتی است از امام علی(ع) که فرمود:

در سرزمین دشمن، بر کسی حد جاری نمی کنم تا از آن بیرون رود، زیرا بیم آن می رود که شخص مجرم بر اثر تعصب به دشمن ملحق شود.

در زمینه فلسفه تربیتی مجازات، قضاوتی از امام علی(ع) نقل شده که در نوع خود بی مانند است. این قضاوت در روایات بسیاری نقل شده است از جمله روایتی که حذیفة بن منصور از امام صادق(ع) نقل کرده است:

امام صادق(ع) فرمود: گروهی دزد را نزد امیرالمؤمنین(ع) آوردند که بینه علیه آنان اقامه شده و خود نیز به سرقت اعتراف کرده بودند.دست آنان را قطع کرد سپس به قنبر فرمود: ایشان را با خود ببر و زخمشان را مداوا و خوب از ایشان نگهداری کن و هر گاه خوب شدند مرا آگاه کن. چون خوب شدند قنبر نزد امام آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین، گروهی که بر آنان حد جاری کرده بودی، زخمهایشان خوب شد. امام فرمود: برو به هر کدام از آنان دو پیراهن بپوشان و نزد من بیاور. قنبر به هر کدام دو پیراهن پوشید و آنان را در هیاتی بسیار نیکو و آراسته که گویی احرام پوشیده بودند، نزد امام آورد. آنان در برابر امام ایستادند و امام نگاهش را به زمین انداخت و باانگشتش به آرامی خاک را جابه جا می کرد، سپس سر خود را به جانب آنان بلند کرد و فرمود: دست های خود را بیرون آورید، سپس فرمود: سر خود را به آسمان بلند کنید و بگویید: خدایا، علی دست ما را قطع کرد، آنان نیز چنین کردند. امام فرمود: خدایا این کار به حکم کتاب تو و سنت پیامبرت بود. سپس به آنان گفت: اگر توبه کردید، دست هایتان را سالم (از آتش) نگه داشته اید و اگر توبه نکنید،خود شما نیز به دست هایتان ملحق خواهید شد. پس از آن به قنبر فرمود: آزادشان کن تا بروند و به هر یک مالی بده که آنان را به شهرشان برساند.

روایات بسیاری از این قبیل وجود دارد که با این اصل مهم در سیاست کیفری، مرتبط است.
14.
برائت متهم قبل از اثبات محکومیت او:

این نیز اصلی دیگر از اصول قضایی نزد امام علی(ع) به ویژه در موارد حقوق الله است. در این موارد، حد با شبهه رفع می شود و جز بابینه، حد اجرا نمی شود و متهم ملزم به سوگند نیست. امام(ع) می فرماید: (لایمین فی الحد )(31) در حد، سوگند نیست، بلکه متهم تا با بینه حد بر او اثبات نشود، بی گناه شمرده می شود. سه نفر نزد حضرت آمدند و علیه کسی گواهی به زنا دادند، به آنان فرمود: شاهد چهارم کجاست؟ گفتند: هم اینک می رسد، امام(ع) فرمود: ایشان را حد قذف بزنید.
15.
اخلاق قضایی:

امام در قضاوت های خود، با دیگران مهربان و نرم خو بود، خود را با آنان برابر می دانست، یاریگر ناتوانان بود، اما در همین وقت نسبت به خود و خاندان و اطرافیان و فرماندارانش، سختگیر بود. این از مهم ترین اصول عدالت قضایی است. از طرفی به فرماندار خود در مصر، محمدبن ابی بکر می نویسد:

هر گاه میان مردم به قضاوت می نشینی در برابر آنان فروتن و نرمخو باش، چهره ات را با ایشان گشاده دار و توجه و نگاهت به آنان یکسان باشد تا بزرگان در تمایل تو به خودشان طمع نورزند و ضعیفان از عدل تو بر خودشان ناامید نگردند.

و در جایی دیگر می فرماید:) خود را با مردم برابر بدانید.

و باز می فرماید:

ذلیل نزد من عزیز است تا حق او را بگیرم و قوی نزد من ضعیف است تا حق دیگران را از او باز ستانم.

از طرفی دیگر، با خودش و با کاتبش رفتاری سختگیرانه دارد.علی ابن ابی رافع، کاتب آن حضرت و خزانه دار بیت المال می گوید:

از طرف علی بن ابی طالب ،خزانه دار بیت المال و کاتب او بودم، در بیت المال گردن بند مرواریدی بود که از جنگ بصره به دست آمده بود. دختر امیرالمؤمنین نزد من فرستاد که شنیدم در بیت المال گردن بند مرواریدی هست که در اختیار توست، می خواهم برای آرایش عید قربان آن را عاریه بگیرم. من پیام فرستادم آیا آن را به عنوان عاریه مضمونه می خواهی که باز گردانی؟ گفت: آری، عاریه مضمونه که پس از سه روز باز گردانم. گردن بند را به او دادم، امیرالمؤمنین گردن بند را نزد دخترش دید و آن را شناخت، به او گفت: این را از کجا آورده ای؟ دختر گفت: آن را از علی بن ابی رافع خزانه دار بیت المال، عاریه گرفتم برای آرایش در روز عید، سپس آن راباز می گردانم. امیرالمؤمنین مرا خواست، نزد او رفتم، گفت: ای پسر ابو رافع آیا به مسلمانان خیانت می کنی؟ گفتم: پناه بر خدا از خیانت به مسلمانان. گفت: چگونه گردن بندی که جزو بیت المال مسلمانان است، بدون اذن من و رضایت آنان به دختر امیرالمؤمنین عاریه دادی؟ گفتم: یا امیرالمؤمنین: او دختر تو بود و آن را از من عاریه خواست، من نیز آن را به عنوان عاریه مضمونه به او عاریه دادم که باز گرداند، من ضامن آن هستم و بر من است که آن را سالم به جای خود برگردانم. فرمود: آن را همین امروز به جای خود برگردان و اگر مثل این کاررا تکرار کنی، تو را مجازات خواهم کرد. سپس فرمود: اگر دختر من این گردن بند را به صورت عاریه مضمونه نگرفته بود، به خداسوگند نخستین هاشمی می بود که دست او را به جرم سرقت قطع می کردم. این سخن امام به دخترش رسید، دختر امام به او گفت:یاامیرالمؤمنین، من دختر تو و پاره ای از وجود تو هستم، چه کسی از من به پوشیدن این گردن بند سزاوارتر است؟ امیرالمؤمنین به اوفرمود: ای دختر علی بن ابی طالب، خود را از حق دور مکن، آیا همه زنان مهاجران در این عید، با چنین گردن بندی آرایش کرده بودند؟ ابن ابی رافع می گوید: گردن بند را از دختر امیرالمؤمنین گرفتم و به جای خود باز گرداندم

آنچه عرضه شد گوشه ای از یادگارهای امیرالمؤمنین در عرصه قضاوت بود. سلام خدا بر تو ای صدای عدالت در زمین، ای فریادمظلومان در برابر ظالمان، سلام خدا بر تو روزی که زاده شدی، روزی که در محرابت شهید عدل خود شدی، روزی که همراه پیامبر(ص) برانگیخته خواهی شد تا ترازوی عدالت در روز حساب باشی و اعمال بندگان با ولایت و محبت و راه تو، سنجیده شود.

بنظر مي رسد قوه قضائيه و دستگاههاي متولي امر قضاء ، مي بايست بر اساس اين منشور و فرمان جامع و مانع با استخراج مصاديق مرتبط و توزيع آن بين قضات و صاحبان منصب قضاء بدون اينكه مشخصات قضات را درخواست نمايند،نظر خواهي نموده و بر اساس نتايج نظرخواهي نسبت به برنامه ريزي براي اسلامي كردن قضاوت با معيارها و الگوهايي ارائه شده توسط اميرالمومنين (ع) قدمهاي اساسي و موثري برداشته و از توان علمي و معنوي حوزه هاي علميه و دانشگاههاي كشور استفاده و تمام مسايل خود را در پاي كار آوردن آنها بر اساس نياز دستگاه قضايي بعمل آورده باشد كه خروجي اقدامات دستگاههاي قضايي به معناي واقعي كلمه دادگستري بوده و موجبات رضايت مندي مردم شريف ايران اسلامي را فراهم نمايد.

بسيج حقوقدانان استان آذربايجان شرقي