رأي شماره405 هيأتعمومي ديوانعدالت اداري با موضوع انشاء رأي براساس مندرجات دادخواست و اسناد و مدارك
رأي شماره405 هيأتعمومي ديوانعدالت اداري با موضوع انشاء رأي براساس مندرجات دادخواست و اسناد و مدارك منعكس در هر پرونده مبتني بر اختلاف در استنباط از حكم واحد قانونگذار نبوده و موضوع الزام به پذيرش در دورة دكتري از مصاديق آراء متناقض تشخيص داده نشد
شماره هـ/90/897 29/9/1390
تاريخ دادنامه: 21/9/1390 شماره دادنامه: 405 كلاسه پرونده: 90/897
مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري
شاكي: آقاي مصطفي راستي دوست
موضوع شكايت و خواسته:اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب ديوان عدالت اداري
گردش کار: آقاي مصطفي راستي دوست به موجب لايحه تقديمي آراء شعب سوم و چهارم ديوان عدالت اداري را در خصوص دادخواهي خودش به طرفيت دانشگاه تربيت مدرس و به خواسته « الزام به پذيرش در دورة دكتري باستانشناسي دورة اسلامي» با يكديگر مغاير دانسته و رفع تعارض و صدور رأي وحدت رويه را خواستار شده است.
گردش كار پروندهها و مشروح آراء به قرار زير است:
الف: شعبه چهارم ديوان عدالت اداري در رسيدگي به پرونده شماره 4/87/884 با موضوع دادخواست آقاي مصطفي راستي دوست به طرفيت دانشگاه تربيت مدرس و به خواسته « الزام به پذيرش در دورة دكتري باستانشناسي اسلامي» به موجب دادنامه شماره 2626ـ20/2/1387، مفاداً به شرح آينده به صدور رأي مبادرت كرده است:
« در خصوص دادخواست شاكي داير به صدور حكم بر الزام طرف شكايت به پذيرش مشاراليه در دوره دكـتري باستان شناسي دوره اسـلامي با ادعاي اين كه در مصاحبه انجامشده امتياز متعلق به نامبرده تضييع شده است با توجه به محتويات پرونده و مفاد لايحه دفاعيه مـشتكيعنه به شماره ياد شـده و ضمايم آن و توضـيحات حضوري شاكـي و نمايندگان اعزامي از سوي دانشگاه تربيت مدرس در جلسه مورخ 26/11/1387 اين شعبه با التفات به اين كه شاكي با اختلاف نيم نمره نسبت به ساير داوطلبان پذيرش نشده است و در لايحه ارائه شده يكي از دلايل عدم پذيرش وي را نداشتن مقاله علمي ـ پژوهشي (حتي يك مقاله) ذكر كردهاند در حالي كه تصاوير مقالات علمي پژوهشي كه در مجلات مختلف انتشار داده است ارائه كرده است. و همچنين با ملاحظه صورتجلسه مصاحبه رشته باستانشناسي دوران اسلامي و معيارهاي 13گانه بعضي از مشخصههاي لازم از جمله مدارك تحصيلي و سوابق اشتغال آموزش و فعاليت پژوهشي نامبرده در امتيازدهي منظور نشده است و احياناً ترجيح بلامرجح نيز اعمال شده است شكايت وارد تشخيص و به استناد مواد 7 و 14 قانون ديوان عدالت اداري مصوب 1385 به الزام طرف شكايت به بررسي مجدد توسط گروه و اعضاي هيأت مصاحبهكننده حكم صادر و اعلام ميشود. رأي صادر شده قطعي است.»
متعاقب رأي مذكور، هيأت مصاحبهكننده مجدداً تشكيل و صلاحيت آقاي مصطفي راستي دوست جهت تحصيل در مقطع دكتري رشته مورد نظر مورد تاييد قرار نميگيرد و نامبرده به شرح بند ب اين گردش كار دادخواستي به ديوان عدالت اداري تقديم ميكند.
ب: شعبه سوم ديوان عدالت اداري در رسيدگي به پرونده شماره 3/88/462 با موضوع دادخواست آقاي مصطفي راستي دوست به طرفيت دانشگاه تربيت مدرس و به خواسته « الزام به پذيرش در دوره دكتري باستانشناسي اسلامي و تصحيح نمره مصاحبه سال 1386» به موجب دادنامه شماره 1216ـ4/7/1388، مفاداً به شرح آينده به صدور رأي مبادرت كرده است:
« با توجه به اوراق و محتويات پرونده و مضمون لايحه دفاعيه طرف شكايت نظر به اين كه شاكي در مصاحبه مجدد در تاريخ 31/1/1388 موفق به كسب نمره قبولي نشده است از طرفي نتيجه مصاحبه موكول به استنباط و نظر كارشناسي مصاحبهكننده از تواناييهاي علمي مصاحبه شونده است و ماهيتاً قابل اعتراض به نظر نميرسد لذا در مجموع شكايت مطرح شده وارد تشخيص نميشود و رأي به رد آن صادر و اعلام ميشود. رأي صادر شده به استناد ماده 7 قانون ديوان عدالت اداري قطعي است.»
هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ ياد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان عليالبدل شعب ديوان تشکيل شد. پس از بحث و بررسي، با اکثريت آراء به شرح آينده به صدور رأي مبادرت ميکند.
رأي هيأت عمومي
در خصوص اعلام تعارض آراء صادر شده از شعب ديوان عدالت اداري به شرح مندرج در گردشِ کار، نظر به اين که در پروندههاي فوقالذکر بر اساس مندرجات دادخواست و اسناد و مدارک و ساير خصوصيات منعكس در هر پرونده انشاء رأي شده است و تفاوت مدلول آنها مبتني بر اختلاف در استنباط از حکم واحد قانونگذار به نظر نميرسد، بنابراين موضوع از مصاديق آراء متناقض موضوع بند 2 ماده 19 و ماده 43 قانون ديوان عدالت اداري تشخيص نميشود.
رئيس هيأت عمومي ديوان عدالت اداري ـ محمدجعفر منتظري
شماره هـ/90/897 29/9/1390
تاريخ دادنامه: 21/9/1390 شماره دادنامه: 405 كلاسه پرونده: 90/897
مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري
شاكي: آقاي مصطفي راستي دوست
موضوع شكايت و خواسته:اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب ديوان عدالت اداري
گردش کار: آقاي مصطفي راستي دوست به موجب لايحه تقديمي آراء شعب سوم و چهارم ديوان عدالت اداري را در خصوص دادخواهي خودش به طرفيت دانشگاه تربيت مدرس و به خواسته « الزام به پذيرش در دورة دكتري باستانشناسي دورة اسلامي» با يكديگر مغاير دانسته و رفع تعارض و صدور رأي وحدت رويه را خواستار شده است.
گردش كار پروندهها و مشروح آراء به قرار زير است:
الف: شعبه چهارم ديوان عدالت اداري در رسيدگي به پرونده شماره 4/87/884 با موضوع دادخواست آقاي مصطفي راستي دوست به طرفيت دانشگاه تربيت مدرس و به خواسته « الزام به پذيرش در دورة دكتري باستانشناسي اسلامي» به موجب دادنامه شماره 2626ـ20/2/1387، مفاداً به شرح آينده به صدور رأي مبادرت كرده است:
« در خصوص دادخواست شاكي داير به صدور حكم بر الزام طرف شكايت به پذيرش مشاراليه در دوره دكـتري باستان شناسي دوره اسـلامي با ادعاي اين كه در مصاحبه انجامشده امتياز متعلق به نامبرده تضييع شده است با توجه به محتويات پرونده و مفاد لايحه دفاعيه مـشتكيعنه به شماره ياد شـده و ضمايم آن و توضـيحات حضوري شاكـي و نمايندگان اعزامي از سوي دانشگاه تربيت مدرس در جلسه مورخ 26/11/1387 اين شعبه با التفات به اين كه شاكي با اختلاف نيم نمره نسبت به ساير داوطلبان پذيرش نشده است و در لايحه ارائه شده يكي از دلايل عدم پذيرش وي را نداشتن مقاله علمي ـ پژوهشي (حتي يك مقاله) ذكر كردهاند در حالي كه تصاوير مقالات علمي پژوهشي كه در مجلات مختلف انتشار داده است ارائه كرده است. و همچنين با ملاحظه صورتجلسه مصاحبه رشته باستانشناسي دوران اسلامي و معيارهاي 13گانه بعضي از مشخصههاي لازم از جمله مدارك تحصيلي و سوابق اشتغال آموزش و فعاليت پژوهشي نامبرده در امتيازدهي منظور نشده است و احياناً ترجيح بلامرجح نيز اعمال شده است شكايت وارد تشخيص و به استناد مواد 7 و 14 قانون ديوان عدالت اداري مصوب 1385 به الزام طرف شكايت به بررسي مجدد توسط گروه و اعضاي هيأت مصاحبهكننده حكم صادر و اعلام ميشود. رأي صادر شده قطعي است.»
متعاقب رأي مذكور، هيأت مصاحبهكننده مجدداً تشكيل و صلاحيت آقاي مصطفي راستي دوست جهت تحصيل در مقطع دكتري رشته مورد نظر مورد تاييد قرار نميگيرد و نامبرده به شرح بند ب اين گردش كار دادخواستي به ديوان عدالت اداري تقديم ميكند.
ب: شعبه سوم ديوان عدالت اداري در رسيدگي به پرونده شماره 3/88/462 با موضوع دادخواست آقاي مصطفي راستي دوست به طرفيت دانشگاه تربيت مدرس و به خواسته « الزام به پذيرش در دوره دكتري باستانشناسي اسلامي و تصحيح نمره مصاحبه سال 1386» به موجب دادنامه شماره 1216ـ4/7/1388، مفاداً به شرح آينده به صدور رأي مبادرت كرده است:
« با توجه به اوراق و محتويات پرونده و مضمون لايحه دفاعيه طرف شكايت نظر به اين كه شاكي در مصاحبه مجدد در تاريخ 31/1/1388 موفق به كسب نمره قبولي نشده است از طرفي نتيجه مصاحبه موكول به استنباط و نظر كارشناسي مصاحبهكننده از تواناييهاي علمي مصاحبه شونده است و ماهيتاً قابل اعتراض به نظر نميرسد لذا در مجموع شكايت مطرح شده وارد تشخيص نميشود و رأي به رد آن صادر و اعلام ميشود. رأي صادر شده به استناد ماده 7 قانون ديوان عدالت اداري قطعي است.»
هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ ياد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان عليالبدل شعب ديوان تشکيل شد. پس از بحث و بررسي، با اکثريت آراء به شرح آينده به صدور رأي مبادرت ميکند.
رأي هيأت عمومي
در خصوص اعلام تعارض آراء صادر شده از شعب ديوان عدالت اداري به شرح مندرج در گردشِ کار، نظر به اين که در پروندههاي فوقالذکر بر اساس مندرجات دادخواست و اسناد و مدارک و ساير خصوصيات منعكس در هر پرونده انشاء رأي شده است و تفاوت مدلول آنها مبتني بر اختلاف در استنباط از حکم واحد قانونگذار به نظر نميرسد، بنابراين موضوع از مصاديق آراء متناقض موضوع بند 2 ماده 19 و ماده 43 قانون ديوان عدالت اداري تشخيص نميشود.
رئيس هيأت عمومي ديوان عدالت اداري ـ محمدجعفر منتظري
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 8:7 توسط امین بخشی زاده
|